|
|
|
|
|
تا حالا هیچ آپی واسم اینقدر سخت نشد بود!وقتی حرفای آدم زیاد میشه دیگه نمیشه تو چند تا مورد جاشون داد.اون وقته که شاید ترجیح بدی سکوت کنی و ننویسی!فک کنم باید از این وبلاگ هم عذرخواهی کنم!وقتی فیسبوک خواب و خوراک رو از آدم بگیره نتیجش همین میشه!یهو میبینی به جای اینکه مثل همیشه بعد از کانکت شدن،بلاگفا رو بالا بیاری،یک راست میری سراغ فری گیت و فیس بوک رو آتیش میکنی!امان از بیکاری و علافی! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 2:44 توسط مجید
|
|
||
|
|
|
|
|
۱-بالاخره ماه رمضونم از راه رسید!تبریک به همگی!ایشالا واسه همه ماه خوب و پر از خیر و برکتی باشه! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 1:28 توسط مجید
|
|
||
|
|
|
|
|
1-عید همگی مبارک! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 2:5 توسط مجید
|
|
||
|
|
|
|
|
1-الان دقیقا از اون موقعاس که آدم یهو احساس میکنه باید بشینه یه چیزی بنویسه!همینجوری الکی! یهو به سرم زد که باید بیام یه آپی بذارم! 2-من آدم احمقیم!خیلی احمقم!احمق!(چند وقته که یهو این جمله میاد تو سرم و با خودم میگم "من آدم احمقیم!") 3-روزام یکم از یکنواختی در اومدن.دیروز خوب بود و امروز بهتر!فکرمیکنم جرقش از سالن پریشب زده شد!جمعمون خیلی خوب شده هرچند که همیشه جای چند نفری خالیه! 4-امشب با دوستان مشهدی خیلی خوش گذشت!اولش خیام که 3 سال بود توش نرفته بودم و بعدش هم شام 13 نفره تو هوای آزاد خاطره خوبی از امشب برامون رقم زد! 5-مخ انسان آره اینه،داره بهت میگه زندگیت واقعیه/داره بهت میگه کار بگیر تا بشی یه،آدم ساده و قانعی که/پیر میشی و آرزوهات دونه دونه میرن مثل تار موهات/هر سال همونجایی و تو هیچ جا نمیری،امثال منم باید توی فیلما ببینی! 6-شدیدا خوابم میاد اما انگار قانونه نانوشتست که زودتر از 2 نخوابم!!!حوصله صبحا رو ندارم،واسه همین سعی دارم کاری کنم که روزا خواب باشم! 7-چقدر بده که حرفتو طوری بزنی که بقیه ازش برداشت دیگه یی بکنن!!من واقعا منظوری نداشتم!! 8-قدیما آخر جلمه هامو سه نقطه میذاشتم،تازگیا رفتم تو کار علامت تعجب!نمیدونم چرا حال نمیکنم آخر جمله هامو نقطه خالی بذارم؟! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 1:20 توسط مجید
|
|
||
|
|
|
|
|
هرجا چراغی روشنه،از ترس تنها بودنه/ای ترس تنهاییه من،اینجا چراغی روشنه 1-دیشب از بیکاری نشستم به خوندن آرشیو چت های تابستون سه سال پیش.2 ساعت کامل خوندم و بعد که خسته شدم دیدم حتی نصفشون هم تموم نشده!چه علافی بودیم اون زمانا!
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 17:8 توسط مجید
|
|
||
|
|
|
|
|
احساس میکنم تنبل تر از خودم،خودمم.نزدیک به یک ماهه که هی میخوام آپ کنم ولی تنبلیم میشه! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 14:59 توسط مجید
|
|
||
|
|
|
|
|
ای نازنین،ای نازنین،در آینه ما را ببین/از شرم این صد چهره ها در آینه افتاده چین ۲- سه روز بیشتر از کلاسا باقی نمونده و بعد یه فرجه 10 روزه تا امتحانا.بدشانسی آوردم و چهارشنبه شب بلیت گیرم نیومد.مجبورم پنجشنبه صبح برم.یه روز کاملم به هدر میره!(اگه تو این 10 روز که نیشابورم عین بچه آدم بشینم درسمو بخونم که هیچی،وگرنه باید فاتحه این ترمو خوند.......) ۳-چند روزه صحنه های عجیبی میبینم.دیروز صبح که میرفتم دانشکده،جلو در "شیرخوارگاه آمنه" یه نوزاد رو گذاشته بودن و رفته بودن.حکایته عجیبیه این دنیای ما!!!چه کسی میدونه چه سرنوشتی قراره براش رقم بخوره؟؟!! (تو فردا دریای دردا رو دریاب،تنهای تنها هستی تو/تو وقتی رفتی،به سمت سختی،یا درگیر هستی تو دست تقدیر و بعد میفهمی،فردی زخمی،غمگین،تسلیم هستی..............بخواب با صدای من تا بنویسم از فرداهای دوردست زندگی،بیا تا بخونه این دل بی صبر از فرداهای دور دست زندگی) ۴-دیروز یه خبر جالب تو مجله چلچراغ خوندم.معاونت دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی،یه آیین نامه واسه دانشجوهاش وضع کرده که طبق اون،بازرسین مجازن "از لپ تاپ های شخصی دانشجوها تو خوابگاه بازرسی کنن"!!!!! اگه این کار "تجاوز به حریم خصوصی اشخاص" نیست،احتمالا من باید تعریف ذهنیمو از این مقوله عوض کنم....... ۵-پیج "کارتون های زمان ما" تو فیس بوک جدیدا خیلی پرطرفدار شده.تعداد زیادی از ویدیوهاش به دستم رسید.(با تشکر از ارسلان!)خیلی خاطره های قشنگی واسم زنده شد وقتی صحنه های اون کارتونا رو میدیدم.خونه مادربزرگه،کارآگاه گجت،لوک خوش شانس،زی زی گولو،سریال دنیای شیرین،سیب خنده و از همه جذاب تر برای من کارتون "دوقلوها افسانه ای"(عاشق این کارتون بودم)وای که چه دنیای جذابی بود........ ۶-راستی یه هفته گذشته ولی یادم رفته بود تا قهرمانی پرسپولیس رو تبریک بگم.نوش جون همه پرسپولیسیای گل!!(آبیا برن جلو بوق بزنن)زنده باد طوفان سرخ آسیا.......... یادآوری:راستی بایرن هم حقش نبود ببازه.خیلی دوست داشتم قهرمان بشن چون واقعا قشنگ تر بازی کردن اما حیف شد! ۷-از فوتبال گفتم یاد این افتادم که خیلی وقته فوتبال بازی نکردم.کاش زودتر بچه ها جمع شن،یه سالنی بگیریم و دلی از عزا دربیاریم.هرچند که به نظرم هیچ وقت مزه اون فوتبالایی که تو زمین آسفالت مدرسه میزدیم رو نداره!! ۸-یه اس ام اس فلسفی:"برای این که شکست نخورید،هرگز تلاش نکنید!" |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 15:50 توسط مجید
|
|
||
|
|
|
|
|
به سوی تو به شوق روی تو ۱-پنج روز نیشابور بودن با خاطرات ویژه و به یاد موندنیش تموم شد.این دفعه خیلی خاص بود......خیلی خیلی خاص |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 1:44 توسط مجید
|
|
||
|
|
|
|
|
امشب یه فال حافظ واسه خودم باز کردم.این اومد:
شرابی تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش/مگر یک دم برآسایم ز دنیا و شر و شورش پ.ن:خدایا خودت شاهد باش........ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 21:38 توسط مجید
|
|
||
|
|
|
|
|
حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم یادم نمیاد این چندمین باره که دارم احساس میکنم باید بیام و یه چیزی اینجا بنویسم اما نمیدونم دقیقا چی میخوام بنویسم.گاهی احساس میکنم که چقدر سخته،چقدر سخته اون چیزی رو که واقعا تو ذهنته،چیزی که بهش فکر میکنی و اون چیزی که تو دلته رو به زبون بیاری،بنویسی و به بقیه بفهمونی..... بازم ترجیح میدم چند مورد بنویسم و برم جلو: ۱-خیلی سخته که ببینی نمی تونی منظور دقیقتو به بقیه منتقل کنی و اونا در موردت اشتباه فکر کنن و تو نتونی هیچ کاری بکنی.......(شایدم بی عرضگی از تو باشه) ۲-احساس میکنم ذهنم پر شده از یه دنیا سوال بی جواب.......همین ۳-دیشب عکسای بچگیمو نیگا میکردم.احساس کردم که چقدر دوست دارم برگردم به اون زمانا.تا بازم کوچیک بشم.هم خودم،هم دنیام......... ۴-تا حالا شده به داشتن یه چیزی افتخار کنین اما زمانی برسه که به خودتون بگین کاش اون چیزو نداشتم؟؟!! ۵-هوا امشب خیلی عالی شده.نم نم بارون همراه وزش دلنواز نسیم حس خوبی به آدم میده،اونم اگه تو شهر خودت باشی.......... ۶-شب عجیبی بود.الان واقعا نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟؟!! ۷-یه زمانی یه آفی بود که تو مسنجر برام اومده بود.(از اینا که سند تو آل میشن).نوشته بود:"اگه بتونی یک کلمه رو از زندگیت پاک کنی،اون چیه؟"اون زمان جوابی ندادم اما حالا میخوام جواب بدم.من ۳ کلمه رو حذف میکنم:"ترس،شک و تردید" ۸-خیلی دور،خیلی نزدیک.......... ۹-دل خسته ام از عالم،دل بسته ام به ساقی/صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی انگار تموم عالم،بستست به تار مویی/برای این زمونه نمونده آبرویی ۱۰-"یاد بگیریم که ناتوانی از ماست نه از قدرت مسا له ای که پیش روی ما قرار دارد"--->دتس ایت! ۱۱-"اهدنا الصراط المستقیم............" ۱۲-لطفا کسی در مورد این پست نظر نذاره.......خیلی ممنون |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 1:48 توسط مجید
|
||